قتل مشکوک میرمراد: شصت و هفت
قتل مشکوک میرمراد
پس از امتحانات کلاس دهم برای تعطیلات تابستان به سراوان رفتم. در این موقع خانواده پدر و عمو ابراهیم از منزل قدیمی که همجوار "دیم کلا" بود به منزل جدید نقل مکان کرده بودند. محل جدید در سطح وسیعی بیرون از بازار قدیمی قرار داشت. در این زمان آقای میرمراد میرمرادزهی شهردار سراوان بود. یادم می آید که یک روز پدر گفت غذای خوبی درست کنید که شهردار امروز به منزل ما می آید. قرار بر این بود که شهردار میزان فاصله منزل جدید ما را از جاده اصلی مشخص نماید.
میرمراد فرزند محمد شاه از سرداران بزرگ منطقه سراوان و حاکم سب بود. قلعه سب[1] که اکنون جزء میراث فرهنگی و یکی از نمادهای تاریخی بلوچستان ایران بشمار میرود محل حکومت آبا و اجداد مرحوم میرمراد بوده است. میرمراد تنها کسی بود که در آنزمان یک جیپ کالسکه ای داشت و شخصا رانندگی میکرد. رفتارش با مردم بسیار خوب بود و مردم به او عزت و احترام میگذاشتند. اواخر با یک بانوی پاکستانی ازدواج کرده بود و مقامات امنیتی نسبت به رفتار میرمراد و ارتباط وی با خارجیان بخصوص مرز نشینان حساس شده بودند.
در این زمان واقعه ای پیش آمد که هنوز برخی معتقدند اسرار آن فاش نشده است یا اینکه قضیه بهرحال مبهم مانده است. یک شب آقای مزارعی حسابدار قدرتمند آموزش و پرورش که حتی رئیس را معمولا از لحاظ شخصیتی تحت الشعاع قرار داده بود باتفاق مولوی شهداد و ارباب و میرمراد میرمرادزهی برای شکار وارد دشت مراد آباد میشوند.
میگویند <<وقتیکه آنها شکاری را از دور میبینند، میرمراد تفنگ را بر میدارد که به شکار بزند. در همین حال که وی قصد داشته از اتومبیل خارج شود و هدف گیری کند ماشه تفنک به انگشتش اصابت میکند و سر تفنگ مقابل چانه اش قرار میگیرد و گلوله شلیک میشود و سردار میرمراد را درجا میکشد.>>
این حادثه بلافاصله سرتاسر شهر میپیچد. همراهان میرمراد جسد وی را به قلعه سب میبرند و تا مدتی شایع میکنند که وی فقط زخمی شده و حالش رو به بهبود است. بالاخره پس از بازدید مسئولین ژاندارمری و دادگاه، قتل تصادفی جلوه داده و مراسم خاکسپاری انجام میشود. اما قضاوت عمومی بیشتر بر این بود که ایشان به دستور ساواک کشته شده است. خیلی ها اینطور تصور میکردند بخاطر وصلتی که میرمراد با پاکستانیها نموده دامنه نفوذ خود را افزایش داده و لذا با یک توطئه داخلی کشته شده است.
[1] نام قلعه سب از نام روستای سب (به معنای جایگاهی که در آن آب روان است) گرفته شده است. امروز شهرستان سب و سوران به مرکزیت سوران در سی و پنج کیلومتری جنوب غرب سراوان قرار دارد. قلعه سب را یکی از سیاسیترین بخشهای تاریخ سراوان میدانند. بر اساس برخی منابع، نیروهای ناصرالدین شاه در سال ۱۲۵۷ به سب و سوران رفته تا از آنجا تحرکات منطقه را تحت کنترل داشته باشند.
محمد رضا طاهری دارای سه دهه تجربه در امور مالی و مالیاتی وزارت دارایی است و هم اکنون بعنوان مشاور رسمی در امور مالیاتی در تهران مشغول به کار میباشد. وی همچنین بیش از دو دهه بعنوان عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد زاهدان در رشته های علوم اقتصادی، علوم اجتماعی و علوم سیاسی در سطح استان سیستان و بلوچستان مشغول به تدریس بوده است.