توسعه مکران از نگاه نخبگان بومی
🔆 توسعه مکران از نگاه نخبگان بومی: مصاحبه با دکتر محمدرضا طاهری
🔸لطفا در ابتدا بیوگرافی کوتاهی از زندگی شخصی، علمی، اجتماعی و اجرایی خود بیان کنید؟
🔹اینجانب در سال 1324 در روستای بخشان از توابع شهرستان سراوان (سیستان و بلوچستان) متولد شدم. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در سراوان، زابل و زاهدان گذراندم و در سال 1347 به عنوان کارمند رسمی در وزارت امور اقتصادی و دارایی مشغول به کار شدم و همزمان به ادامه تحصیل می پرداختم. در سال 1351 کارشناسی اقتصاد را از دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه ملی و در سال 1357 در مقطع کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی و علوم اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبایی فارغ التحصیل شدم. ادامه خدمات دولتی خودم را از تهران به سیستان و بلوچستان منتقل نموده و در بخشهای مختلف مشغول به کار شدم. از سال 1368 فعالیتهای آموزشی خویش را شروع کرده و به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد زاهدان و سپس عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان به فعالیت پرداختم. در سال 1384 درجه دکتری خود را از دانشگاه سند (پاکستان) دریافت نمودم. از سال 1394 تاکنون به عنوان مشاور ریاست عالی دانشگاه پیام نور کشور در امور مالی و اقتصادی، مشاور مالی و اجرایی در بخش خصوصی، عضو جامعه مشاوران رسمی مالیاتی ایران و گاها به عنوان تحلیلگر مسائل سیاسی خاورمیانه مشغول به فعالیت هستم.
🔸طی سالهای اخیر بحث توسعه سواحل مکران مطرح و از برجستگی خاصی برخوردار است. در همین راستا برنامهها و طرحهایی از سوی نهادها – به خصوص ستاد توسعه سواحل مکران – تدوین و برنامهریزی شده است. به عنوان یکی از نخبگان بومی منطقه، برنامههای مطرح شده برای توسعه سواحل مکران را چطور ارزیابی میکنید؟ آیا از کارایی لازم برخوردار هستند؟
🔹اوضاع و احوالی که سواحل مکران در کل کشور دارد بینظیر و بیرقیب است. این موقعیت استراتژیک و جغرافیایی را کمتر جایی از ایران دارد. در دوران پهلوی دوم برنامههای عظیم نظامی (هوایی-دریایی-زمینی) مطرح بود. گویا قدرتهای بزرگ - به خصوص آمریکا - با همکاری ایران میخواستند نه تنها از همین منطقه خاورمیانه را کنترل کنند، بلکه کشورهای رقیب غرب مثل اتحاد جماهیر شوروی را نیز تحت کنترل خود قرار دهند و در همین راستا میلیاردها دلار از بودجه ایران در این زمینهها هزینه گردید. به تبعیت از این برنامهها، کارهای راهسازی و اشتغال نیز انجام شد. از عوامل موثر در جلب نظر نظام جمهوری اسلامی ایران در جهت عمران و آبادی این سواحل، سوابق قبلی کارهای انجام شده در گذشته بوده است. لذا سواحل مکران مورد توجه قرار گرفت. شرایطی که این سواحل از نظر منطقهای، ملی و بینالمللی دارد، آن را از برجستگی خاصی برخوردار نموده است. توسعه سواحل مکران همکاری جمعی اکثر دستگاههای اجرایی را میطلبد. به همین علت نهادها و سازمانهای مختلف باید همکاری لازم را داشته باشند. بیشتر برنامههایی که مطرح شده در حد نوشته و گفتگو و جلسات متعدد است و در صورتیکه ارادهای قوی بر عملی شدن این طرح عظیم باشد، قطعاً با وجود تمامی مشکلات عملی خواهد شد. تا این تاریخ، از زمان ایجاد دبیرخانه که چند سالی از آن میگذرد کارهای موثری انجام نشده است. به همین جهت کاری که انجام نشده قابل ارزیابی نیست.
🔸در حال حاضر بحث عبور از اقتصاد نفت و در مقابل حرکت به سمت استراتژی اقتصاد دریا با محوریت سواحل مکران مطرح است. آیا سیاستها و نهادهای فعلی در این خصوص کافی هستند؟
🔹نفت از نعمتهای الهی کشور ما است. اما شرط استفاده از این نعمت مدیریت خوب است. بدون اعمال مدیریت صحیح، نبود نفت بهتر از بودنش است. وابستگی شدید اقتصاد کشور به نفت باعث شده که اقتصاد تک محصولی داشته باشیم. عبور ما از اقتصاد نفتی بسیار مشکل است؛ میتوانم بگویم که تقریبا غیرممکن است. در میز گرد استان سیستان و بلوچستان که در دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت برگزار میشد، اینجانب نیز شرکت میکردم. در آنجا بحث های دریا محور بودن اقتصاد و کشور به خصوص دریای عمان و سواحل مکران بسیار مطرح میگردید و نظریات ارزندهای از طرف حاضرین ارائه میشد. اما همه این نظریات پس از صورتجلسه به بایگانی سپرده میشد. بنظرم سیاستها و نهادهای فعلی برای عبور از اقتصاد تک محصولی نفتی به اقتصاد غیرنفتی کفایت نمیکنند. تا آنجا که یادم میآید در دهه شصت دولت وقت روی اتکا به تولید داخلی خیلی تلاش میکرد و ما شاهد تولیدات داخلی البته به کمک قطعات خارجی به خصوص در ساخت لوازم خانگی بودیم. اما متاسفانه در دهه هفتاد با شروع دولت آقای رفسنجانی مرزها باز شد و ورود کالا بدون محدودیت به کشور صورت گرفت که در دو ساله اول این دولت، ایران بیش از 35 میلیارد دلار برای ورود کالا ارز از کشور خارج کرد. متاسفانه هنوز نهادها، شرکتها و موسساتی که تولید داخل را جایگزین نفت کنند، شکل نگرفته اند.
🔸مهمترین موانع پیش روی توسعه سواحل مکران چیست؟ برای رفع موانع و توسعه هر چه بیشتر این سواحل، چه راهکارها و برنامههایی را پیشنهاد میدهید؟
🔹موانع پیش روی توسعه سواحل مکران زیاد هستند؛ اما من به چند محور اصلی که در واقع ستونهای اصلی این موانع به شمار میروند به شرح ذیل اشاره مینمایم:
الف) تا امروز انسجامی برای توسعه وجود ندارد. سازمانهایی که در طول این سواحل حضور دارند، مربوط به دو استان سیستان و بلوچستان و هرمزگان می باشند. اگر چنانچه کاری در ارتباط با فعالیتهای توسعهای سواحل پیش آید که قطعا نیاز به همکاری دستگاههای مختلف می باشد، این هماهنگی بین دستگاهها وجود ندارد. در واقع بوروکراسی غیر منسجم مانع پیشرفت امور توسعه میشود.
ب) پس از تایید تئوری و نوشتههای توسعه سواحل مکران، باید قوانین و مقررات خاص این محدوده جغرافیایی به تصویب قانونگذاران برسد و آیین نامهها و دستورالعملهای آن تهیه شود. به طور مثال، اگر یک سرمایهدار اروپایی یا ژاپنی برای سرمایهگذاری اعلام آمادگی کند، اوضاع فرهنگی حاکم بر منطقه و قوانین و مقررات نامربوط و موازی، با توجه به اینکه چنین سرمایهگذاری خودش وارد منطقه شده و با وجود نابسامانی و ناهماهنگی موجود، آن فرد یا شرکت را همان روزهای اول فراری خواهد داد.
ج) بستر بکارگیری و مشارکت افراد محلی برای همکاری در این امر باید فراهم شود. در غیر این صورت، مردم بومی همچنان منزوی و منفعل میشوند. چنین شرایطی موجبات نارضایتی آنها را فراهم خواهد نمود. بسیاری از مردم محلی مدعی این هستند که طرح توسعه سواحل مکران با توجه به جمعیت زیادی که به صورت مهاجر حضور خواهند یافت، هویت آنها را از بین خواهد برد.
د) یکی از موانع پیش روی توسعه سواحل مکران تحریم اقتصادی غرب بخصوص آمریکا است. آنچه را که در نوشتههای مربوط به توسعه مکران بر میآید، این است که بخش عمدهای از آن نیاز به مبادلات و بخصوص واردات تجهیزات و امکانات از خارج دارد که در حال حاضر جامعه جهانی همکاری لازم را با ایران ندارد.
برای رفع موانع توسعه پیشنهاد این است که: الف) محدوده جغرافیایی این پروژه کاملا مشخص شود؛ ب) از صفر تا صد با توجه به اهداف تعیین شده، قوانین و مقررات خاصی باید شکل بگیرد. ج) در اشراف مسائل ایدئولوژیکی بر مسائل اقتصادی و اجتماعی مقداری تجدید نظر شود. به نحوی که برای سرمایهگذاران خارجی مقبول واقع شود. با حفظ ارزشهای ایدئولوژیکی و اصول آن، فقط با فتوای مراجع تقلید این موضوع عملی خواهد شد. د) با نظریات تخصصی و علمی موانع را میتوان تبدیل به فرصت کرد.
🔸نقش دانشگاهها و مراکز علمی به خصوص دانشگاه شیراز در کمک به توسعه سواحل مکران چگونه میتواند باشد؟ چه توصیههایی برای دانشگاهها و مراکز علمی در این خصوص دارید؟
🔹متاسفانه باید بگویم که دانشگاههای ما بیشتر به کارخانه مدرکسازی و تولید بیکار تحصیلکرده تبدیل شده اند. دانشگاهها مغز متفکر جامعه باید باشند. تمامی کشورهای پیشرفته، پیشرفت خودشان را مدیون دانشگاهها هستند و این موضوع را عملاً در کشور تایوان با حضور در چند سمینار از نزدیک مشاهده نمودم. در این کشور و بقیه کشورهای توسعه یافته، اساتید دانشگاه همراه دانشجویان دوره ارشد یا دکتری با انعقاد قرارداد با بخش صنعت و سایر موسسات اقتصادی در راستای نیازهای آنها و چگونگی توسعه کاری در خصوص راهکارهای توسعه تحقیق و از این راه کسب درآمد میکنند که درصدی به بودجه دانشگاه کمک میکنند و الباقی درآمدی است برای خودشان. در کشور ما دانشگاهها نسبت به صنعت و بازار بیگانه هستند. نکته دیگری که قابل ذکر است وجود و برگزاری سمینارها و نشستها و کنفرانسهای علمی است. در دانشگاهی که من عضو هیئت علمی آن بودم، به طور متوسط هر ماه حداقل یک سمینار علمی برگزار میشد. در این سمینارها فراخوان داده میشد و شرکتکنندگان در سطح بینالمللی و ملی و منطقه ای حضور پیدا میکردند، مقاله مینوشتند و در سمینار ارائه میدادند و در نهایت هزینههای قابل توجهی هم بر بودجه دانشگاه و سایر اسپانسرها تحمیل میگردید. مقالات تبدیل به کتاب میشد و در کتابخانهها بایگانی میشد که من در همین راستا انتقادات زیادی از برگزارکنندگان به خصوص رئیس دانشگاه داشتم و پیشنهادم این بود که آغاز عملی یک کنفرانس یا سمینار علمی با پایان آن شروع میشود. یعنی رئیس دانشگاه کمیتههای تخصصی تعیین نماید و از مقالات ارائه شده این کمیتهها در جهت بهبود مسائل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... پیشنهادات علمی به دستگاههای اجرایی بدهد. این کتابها و جمع آوری مقالات فقط در حد مرجع به درد میخورند. یا مثلاً در جلسهای که با مدیر عامل منطقه آزاد چابهار داشتم، در حضور اعضای هیات مدیره و مدیران و معاونین ایشان گفتم که در چابهار چندین دانشگاه وجود دارد. چرا منطقه آزاد از وجود این دانشگاهها به عنوان مغز متفکر استفاده نمیکند؟ دانشگاه شیراز سوابق قدیمی دارد و از دانشگاههای معتبر است، در حدی که در رژیم سابق کسی که از وزارت یا نخست وزیری کناره میگرفت، بسیار آرزو داشت که رئیس دانشگاه شیراز شود. پیشنهاد من در مورد دانشگاه شیراز آن است که این دانشگاه از طریق کمیتههای تخصصی تمامی نوشتهها، اساسنامه، مرامنامه یا طرح توسعه سواحل مکران را مطالعه کند. در زمینهای که این طرح باید توسعه یابد امور تحقیقاتی انجام بدهد و به عنوان مغز متفکر همراه مجریان این طرح پیش برود.
🔸استانهای همجوار و استان فارس چه نقشی میتوانند در توسعه سواحل مکران داشته باشند؟ تفکیک نقشهای آنها چگونه باید باشد؟
🔹نه تنها استانهای همجوار بلکه استانهای غیر همجوار هم در صورت تمایل در این طرح میتوانند شرکت نمایند. استانهای همجوار و فارس دارای پتانسیلهای خاص خودشان هستند. آنها میتوانند متخصصین خود را در زمینههای مختلف و سرمایهداران خود را راهی منطقه طرح توسعه سواحل مکران نمایند و در این طرح مشارکت موثر داشته باشند. دانشگاههای این استانها میتوانند در این طرح به امور تحقیقاتی بپردازند. مرزهای آنها میتواند موجب تفکیک نقش آنها بشود. این استانها میتوانند هر کدام با پرچم استان خود در قالب برنامهریزیهای این طرح با توجه به قوانین و مقررات حاکم بر طرح فعالیت نمایند و با توجه به سرمایهگذاریای که مینمایند به نسبت آن در بهرهبرداری و سودی که از کارهایشان به دست میآید، شریک شوند.
🔸برنامههای توسعه سواحل مکران در خصوص بندر چابهار را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا از کارایی لازم برخوردار هستند؟ چه سیاستهایی را برای توسعه این بندر به عنوان مهمترین بندر ایران در سواحل مکران پیشنهاد میکنید؟
🔹بنظرم اجرای عملی برنامههای توسعه سواحل مکران به راحتی و به شرایطی که اکنون حاکم است، بعید است. در واقع قدرت اجرایی با تئوریهای آن تطابق نمیکند. بیشتر مسائل اجرایی همانطور که قبلاً اشاره کردم، از توانمندی کافی برخوردار نیستند؛ هنوز مدیریت منسجم وجود ندارد. وسعت جغرافیایی سواحل مکران در حد یک کشور است که کاملاً بکر است. بندر چابهار در خاورمیانه میتواند شاخص باشد. هنگامی که برنامه توسعه سواحل مکران اجرا شود طبیعی است که بندر چابهار خود را در آن با وزنهای سنگین و توانمند نشان خواهد داد. بندر چابهار به فاکتورهایی برای توسعه نیاز دارد که اولین آن مدیریت است. سپس سرمایه مطرح میشود. بعد از آن تخصص و رفع محدودیتهایی که از طرف افراد غیر مسئول ایجاد میشود و آزادیهای اقتصادی و اجتماعی. چند سال قبل دو یا سه بار که به هندوستان رفتم، آوازه ساحل گوا را شنیده بودم. با یک حساب سرانگشتی ورود ارز به این منطقه را بررسی کردم. این ساحل محل اقامت توریستهای خارجی است و نزدیک به چهار میلیارد دلار در سال درآمد این ساحل می باشد. هنگامی که ریشهیابی کردم که چگونه از این ساحل استقبال میشود سه چیز را برجسته دیدم: ارزانی؛ آزادی؛ امنیت. این سه مورد را در سمیناری که درباره طرح توسعه سواحل مکران بود مطرح کردم. این سه مورد در چابهار قابل رویت نیست و نمیتوان روی آن حساب کرد؛ زیرا که اگر طرح توسعه سواحل مکران عملی شود، یکی از درآمدهای مهم آن جذب توریست خواهد بود که اگر این سه شرط تحقق نیابد از حضور توریست محروم خواهد شد.
🔸افغانستان کشوری است که به دریا راه ندارد. از همین رو به اجبار باید از بنادر سایر کشورها استفاده کند. این کشور دو راه ترانزیتی برای اتصال به دریا دارد. این دو راه عبارتاند از بندر گوادر پاکستان و بندر چابهار ایران. در این بین، دولت افغانستان بندر چابهار ایران و جاده ترانزیتی آن را برای اتصال به دریا انتخاب کرده است. این تصمیم دولت افغانستان چه تاثیراتی در دیپلماسی و سیاستهای ایران نسبت به افغانستان میتواند داشته باشد؟
🔹انتخاب افغانستان برای استفاده از بندر چابهار و مسیر ترانزیت چابهار تا افغانستان انتخاب عقلایی افغانها بوده است. دو علت در این مورد از اهمیت بیشتری برخوردار هستند:
الف) بندرگوادر که از طریق بلوچستان به افغانستان وصل میشود، از آن امنیتی که مسیر چابهار به افغانستان برخوردار است، برخوردار نیست؛ زیرا امنیت در ایران استحکام بیشتری دارد. هم اکنون بسیاری از مردم بلوچستان پاکستان برای کسب استقلال با دولت مرکزی درگیر هستند. بنابراین، افغانستان نمیتواند روی امنیت بلوچستان پاکستان حساب کند. از طرف دیگر، مسئله سرمایه گذاری عظیم چینیها در بلوچستان پاکستان است که باز هم افغانها نمیتوانند از دوگانگی مدیریت پاکستان و چین در این منطقه از آن امنیتی که در ایران برخوردار هستند، برخوردار شوند.
ب) این رابطه ترانزیتی در بندر چابهار برای ایران از جهت اینکه به آب افغانستان برای منطقه سیستان و زاهدان نیاز دارد، یک امتیاز بزرگ خواهد بود. لذا این معامله تقریباً پایاپای به نفع ایران هم است و لذا قدرت چانهزنی و تحمیل ورود آب به ایران در منطقه سیستان را در شرایط بهتری قرار میدهد. آب که از افغانستان وارد ایران میشود، پس از ذخیره عظیمی که در چاههای سر مرز افغانستان میشود، شهر بزرگ زاهدان را هم تامین میکند. بنابراین، رابطه حسنه بین ایران و افغانستان بسیار ضروری است. با توجه به دو موضوع فوق، افغانستان در ارتباط با ایران کمتر از ناحیه قدرتهای بزرگ علیه ایران تحریکپذیری دارد و این مذاکرات دوجانبه دیپلماسی ایران را تسهیل میکند.
🔸خلیج فارس در گذشته و اکنون نقش مهمی در منطقه داشته است. ارتباط سواحل مکران و خلیج فارس در گذشته چگونه بوده است؟ در حال حاضر این ارتباط چگونه باید باشد؟
🔹سواحل مکران گذرگاهی برای عبور به عمق و انتهای خلیج فارس بوده است. در گذشته ارتباط تنگاتنگی بین سواحل مکران و سایر سواحل خلیج فارس نبوده است. قبل از انقلاب اسلامی در طرحهای نظامی سه گانه دریایی- زمینی- هوایی که با پیشرفت قابل توجهی در دوره پهلوی دوم اجرا گردید، میلیاردها دلار هزینه شد. برنامههایی که اکنون به صورت نوشته در ارتباط با سواحل مکران مطرح است، در صورتی که عملی شود قطعاً در سایر سواحل خلیج فارس تاثیر خواهد گذاشت. برنامههای چابهار - کنارک در دوره پهلوی دوم جنبه نظامی داشت. در شرایط فعلی نیز سیاستمداران بخش عمدهای از اهداف طرح توسعه سواحل مکران را به مسائل نظامی اختصاص دادهاند. به همین جهت دبیرخانه آن ابتدا در وزارت دفاع قرار داشت. اگر در طرح توسعه سواحل مکران پیشرفتی حاصل شود، قطعاً ارتباط این بخش با سواحل دیگر خلیج فارس افزایش خواهد یافت.
🔸توسعه سواحل مکران چه تاثیری بر سواحل ایران در خلیج فارس دارد؟ آیا این تاثیرات منجر به کاهش نقش سواحل خلیج فارس خواهند شد یا اینکه میتوانند اثرات مثبتی داشته باشند؟
🔹بنظر میرسد که اهداف نظامی طرح توسعه سواحل مکران از سایر مسائل پررنگتر باشد. کاهش نقش سواحل خلیج فارس یا افزایش نقش آن بستگی به سیاستهای کلان اقتصادی کشور دارد. در صورتی که اقتصاد ایران رونق پیدا کند و به بخش تجارت خارجی به خصوص صادرات اهمیت داده شود، سواحل خلیج فارس و به خصوص سواحل مکران رونق خواهند گرفت و موجب اشتغال، تولید و ارائه خدمات خواهند شد. بنظر اینجانب اگر به این طرح اهمیت داده شود، استانهای همجوار همکاری کنند، تحریمهای غرب برداشته شود و نظام بازرگانی و تجارت خارجی ایران قوی شود، نه تنها استان سیستان و بلوچستان بلکه سایر استانهای همجوار رونق اقتصادی به خود خواهند گرفت.
🔸در پایان، به عنوان یکی از نخبگان برجسته بومی منطقه مکران، چه توصیهای به پژوهشگران و دانشجویان دارید؟
🔹همانطور که قبلا اشاره کردم متاسفانه اینطور بنظر میرسد که در سالهای اخیر علم و دانش و استاد و دانشجو جایگاه واقعی خود را از دست دادهاند. همانطور که کمیت دانشجو بالا رفته، کیفیت علم و فراگیری دانش و پژوهش افت کرده است. کار به جایی رسیده که در میدان انقلاب تهران تدوین پایاننامه، مقاله و مدرک دیپلم و الباقی مدارک علمی دیگر به فروش میروند و وزارت علوم که متولی این نظارتها است، اقدام جدی نمیکند. تا اوایل دهه هفتاد هنوز اخذ مدرک دکتری یا قبول شدن در کنکور دکتری یک آرزو بود. اما در اثر سیاستهای آموزشی غلط در سطح کلان، ارزش استاد بشدت سقوط کرده است. بسیاری از دانشجویان مقطع دکتری که خود از مقامات عالی کشور بوده اند بدون اینکه درس بخوانند از استاد نمره گرفته اند. در چهار سال پیش آمار رسمی حاکی از آن است که حدود 60 هزار دکتری تخصصی بیکار در کشور وجود دارد. علیرغم آنچه که گفته شد توصیه بنده به دانشجویان به خصوص دانشجویان بومی استان این است که دوران مدرکگرایی گذشته است، آینده از آن کسانی است که علم و دانش به معنی واقعی دارند. این دانشجویان در رشتههایی کسب دانش و تخصص نمایند که بازار به آنها نیاز داشته باشد. در مورد طرح توسعه سواحل مکران اگر دانشگاه در کنارش نباشد، یقیناً راه به جایی نخواهد برد. مدیران این طرح باید متخصصترین افراد را برای به مقصد رساندن این طرح شناسایی کنند.
🔆 فصلنامه علمی دانشگاهی مکران و خلیج فارس. سال اول/شماره سوم/ پاییز ۱۴۰۰. مرکز مطالعات راهبردی خلیج فارس.
محمد رضا طاهری دارای سه دهه تجربه در امور مالی و مالیاتی وزارت دارایی است و هم اکنون بعنوان مشاور رسمی در امور مالیاتی در تهران مشغول به کار میباشد. وی همچنین بیش از دو دهه بعنوان عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد زاهدان در رشته های علوم اقتصادی، علوم اجتماعی و علوم سیاسی در سطح استان سیستان و بلوچستان مشغول به تدریس بوده است.